دل نوشته

خرید بک لینک

سلام دوستان خوبین یه سوالی داشتم.ایا همه زندگی ها سرد شده .عادی هست.توقع من زیاده؟چرا من باید به هیج قانع باشم.جرا باید همیشه دل شکسته باشم. دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: چهارشنبه 23 خرداد 1403 ساعت: 22:17

سلام وبلاگ یا خوبین خوشین؟امیدوارم روز ای خوب داشته باشین.دلم غصه دار است.این غم ریشه در کجا دارد نمی دانم.ولی کابوس شب هام با زندگی روزمره ام تفاوت دارد.درد دارم اما ریشه درد عمیق است و بعضی وقت ها آنقدر عمیق می شود که بی تفاوتی تبدیل می شود بعد از چند روز میفهمم ای دل غافل افسرده شده ام.دوست داشتن ها لذت بردن ها از چیز های کوچک فراموشم میشود به روزهای گذشته و آینده فکر میکنم حالم را خراب میکنم.نمیدانم کجای زندگی قرار دارم بی هدف نیستم اما با خود میگویم منم زندگی میکنم چرا شاد نیستم با اینکه همه لوازم شادی موجوده .چرا من از زندگی چیزی یاد نمی گیرم ؟ شاید آموخته هایم همین غم هاست شادی نیاموختم در جست و جویش بودم اما نیافتم.وقتی هم میابم تعجب میکنم .دلیل شادمانه و با دل و جان زندگی کردن چیست؟من چرا این گونه نیستم؟چرا با ازدواج هم حالم خوب نشده؟الان هم کابوس بچه میبینم .من دوست دارم زندگی سرشار از عشق و محبت داشته باشم ولی چرا مثل ربات هستم .چرا از هیچ چیز راضی نیستم چرا دلم فلان چیز رو میخواهد و ندارم ولی چیزی که دارم لذت نمی بدم.گاهی فرصت های شادی را به غم تبدیل میکنم .کاش میتوانستم غم را به شادی تبدیل کنم .اشک را به خنده و نگرانی را به آرامش و نا آرامی را به آسایش و از یک کاه یک کوه نمیساختم. زندگی من چه هدفی دارد ؟برای چی تلاش میکنم فقط خانه داری یا شوهر داری که آنها را هم درست یاد نگرفته ام.صدای رعد و برق میآید و من تنها در خانه سکوت را میشکند.صدای قطره های باران ،هوا ی من هم ابری هست اما گریه میکنم هم خوب نمی شوم .تلاش من برای چیست ؟اگر با این همه دکتر و امپول بچه دار بشویم خوب میشود صدای بچه شنیده می شود آن شاالله.و من دیگر شاد میشوم.خانه بگیریم شاد میشوم از ا دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 13:42

صفحه بندی